احــواز/أهــواز بدون منصور

 وحيد- به نقل ازسايت حزب تضامن

  www.alahwaz.nl                                      

سالها بود که مصائب و مشکلات ملت احواز، از جمله دست فروشی جوانان و زنان احوازی، تبعیض نژادی در نحوه  استخدام در ادارات وکارخانجات، توهین ها و فحاشی های شوونیسم های فارس بر ضد امت عرب  نگارنده را بشدت به خود مشغول کرده بود. همیشه با خود کلنجار می رفتم چگونه می شود برای ملت احواز کاری کرد بلافاصله به یاد شهید شیخ خزعل می افتادم و از خود می پرسیدم  اگر احواز بدست نیروی بومی اداره می شد آیا وضعیت ملت احواز همینطور بود ؟! در انتخابات ملت احواز را می دیدم که حضور پررنگی داشتند تا شاید کاندیدای مورد نظرشان  کاری کند.

 اما نیروی های بومی سیاسی  داخل احواز هر چقدر هم مردمی بودند نمی توانستند به طورکامل مطالب آنان را برآورده کنند و همچنین نمی توانستند آنگونه  بر مردم احواز تاثیرگذار باشند. آنهم به چند  دلیل یکی اینکه دولت اجازه نمی داد مسئولین احوازی با مردم ارتباط   برقرار کنند دوم اینکه ملت احواز آنان را جزو نظام می دانستند و می ترسیدند با آنها درد دل کنند و دیگر آنکه  حوزه کاری مسئولین و فعالین احوازی  از یک منطقه یا یک شهر فراتر نمی رفت .  با خود می اندیشیدم که آیا کسی نیست به داد ملت احواز برسد ؟! و از خود سئوال می کردم چرا جهان عرب یادی از ملت مظلوم و ستمدیده ملت احواز نمی کنند؟!

 تا اینکه در سال  2003 نگارنده هنگامی که تلویزیون مستقله را مشاهده می کردم متوجه شدم یک مرد ، مرد ی از ملت احواز یاد می کند . بسیار خوشحال شدم که بالاخره و برای اولین بار در این دنیا و خصوصا در تلویزیون های عربی اسم « اهواز » برده می شود . حضور منصور اهوازی در تلویزیون مستقله و صحبت از مسائل و مشکلات ملت احواز و خصوصا سیاست پاکسازی نژادی باعث شد خیلی از جوانان احوازی به آینده امیدوار شوند . همانطور که اطلاع دارید هنوز نیمی از ملت احواز به دلیل غیرقانونی بودن استفاده از ماهواره ، از  داشتن ماهواره بی نصیب بودند ، هنگامی که با دیگرانی که ماهواره ندارد حضور یک اهوازی را در ماهواره و سخن گفتن در مورد ملت احواز را در میان می گذاشتم آنها با تعجب می پرسیدند آیا این امر واقعیت دارد ؟! و این چنین رخدادی برایشان باور کردنی نبود چرا که ملت احواز خیلی وقت بود از جهان عرب قطع امید کرده بودند.

بعدها حضور منصوری اهوازی در تلویزیون های ماهواره ای  افزایش یافت و به تبع حضور ایشان احساس می کردم که دولت تهران به وحشت  افتاد  و در همین سال بود که فرمانده نیروی انتظامی " خوزستان " « سردار حق جو » با صراحت اعلام کرد که قصد دارد دیش و ماهواره را در " خوزستان " جمع آوری کند . مامورین امنیتی با  یورش به خانه بومیان احوازی سعی می کردند دیش و ماهواره را از خانه ها جمع آوری کنند که این امر به خودی خود موجب شد ملت احواز سکوت خود را بشکنند و مردم  غیور « لشکر آباد » درگیری های شدیدی با ماموران انتظامی داشتند.

مدتی بعد و برای اولین بار در تاریخ ملت احواز ،  یک برنامه تلویزیونی مستقل توسط  یک حزب احوازی (حزب تضامن ) پخش برنامه های خود را بر ماهواره هات برد آغاز کرد .این برنامه موجب شد که ملت هرچه بیشتر به حقانیت خواسته های  خویش  پی ببرد . این برنامه تلویزیونی سخنان دیگری را به ملت احواز گفت . ملت احواز  همیشه از رسانه ها و مطبوعات فارسها می شنید که آنها ( ملت احواز) مهاجر هستند . ولی برنامه تلویزیونی تضامن به آنها گفت شما در احواز ریشه 10 هزار ساله تاریخی دارید . چند ماه بعد از آغاز بکار برنامه تلویزیونی حزب تضامن و به مدد اطلاع رسانی این رسانه  انقلاب عظیمی در مبارزات ملت احواز صورت گرفت.  

روشنگری های تلویزیون تضامن به انتفاضه 2005  موجب شد ، انتفاضه ی که  تمامی محاسبات دولت تهران را نقش بر آب کرد و شاهد بودیم تمامی فارسها چه اصلاح طلب و چه محافظه کار دستپاچه شدند. این انتفاضه روح مبارزه و مقاومت را در ملت احواز بیدار کرد .  در اوج انتفاضه،  منصور در برنامه زنده تلویزیون بیت نهرین حضور پیدا کرد و شاهد بودیم که ملت احواز چگونه با منصور درد دل می کردند و خواسته ها و درد دل هایشان را با ایشان درمیان می گذاشتند. منصور نیز با سعه صدر و با صبر به مردم  پاسخ می داد و سعی می کرد به آنها روحیه بدهد . تماس ها و درد دل مردم را بخوبی دنبال کردم به وضوح احساس می کردم ملت احواز به منصور به عنوان یک منجی نگاه می کند.

در حین انتفاضه و بعد از انتفاضه چندین بار با منصور تماس داشتم و همیشه از درد ها و مصائب و آلام ملت احواز می گفتم و  و ایشان همیشه من را به استقامت و پایداری و حفظ روحیه  فرا می خواند .  در سخنان و گفتار ایشان یاس و ناامیدی جایی نداشت و همیشه ملت احواز را به آینده ای روشن وعده می داد. با آنکه در سنوات گذشته   پدر خویش را از دست داده بود  حس می کردم در چشمانش غم بزرگی نهفته است اما همیشه در مصاحبه و  گفتگوهای تلویزیونی ،  قوی و پرصلابت سخن می راند بطوریکه به شنوندگانش و خصوصا ملت احواز  روحیه می داد تا راه مبارزه را ادامه دهند.

منصور اهوازی دارای شخصیت نادری بود . ایشان از جمله فعالین سیاسی انگشت شمار  اهوازی بودند که می توانست در آن واحد با سه قشر عمده جامعه ( مردم عادی - فرهنگی و سیاسی ) ارتباط برقرار کنند و سخنان و گفتار ایشان را همه متوجه می شدند و درک            می کردند.ایشان دارای شخصیت فوق العاده جذابی  بودند که می توانستند بیننده را ساعتها پای تلویزیون نگاه دارد بدون اینکه بیننده خسته شود.

در هفته گذشته هنگامیکه با یکی از دوستان فعال سیاسی خارج کشور گفتگو می کردم ایشان خبر درگذشت ناگهانی و باورنکردنی منصور را داد. باور اینکه منصور اهوازی از میان ما رفته غیرممکن بود . خیال می کردم که شوخی می کند. با خود می گفتم که منصور اهوازی نه چاق بود ونه چهره بیمارگونه ای داشت، برای سکته مغزی الاقل می بایست  علاماتی در چهره منصور وجود داشت که آخرین باری که منصور در تلویزیون ظاهر شد اصلا علامت های بیماری را در چهره نداشت.  در راه که به خانه بازمی گشتم از خود پرسیدم آیا واقعا منصور فوت کرده؟! بعد از منصور چه خواهد شد ؟! با خود گفتم چه دنیای بی رحمی،  در طول چند ساله اخیر و خصوصا بعد از انتفاضه 2005 چندین و چند ده  نفر از نخبگان احوازی بطور مشکوکی فوت شده اند  .  اگر قرار است که نخبگان احوازی اینگونه یک به یک از میان برداشته شوند بهتر است همه چیز را تعطیل کنیم و به قول معروف « آهسته برویم و آهسته بیایم که گربه شاخمان نزند.»

فورا با خود گفتم خیر! نباید توقف کرد و باید  مسیر را  ادامه داد . آنهایی که عفراوی ها، نواصری ها و اخیرا « منصور اهوازی »  را از ما گرفتند همین را می خواستند، آنها با کشتن نخبگان ما می خواهند که امید  را از ما بگیرند . درست است که در نبود منصور دوستانش و همرزمانش به سختی می توانند جایش را پر کنند اما بی شک منصور اهوازی دیگری خواهد آمد. همانطور که لشکر اشرار محی الدین را گرفتند ولی  ملت احواز به مسیر خود ادامه داد . آنها منصور را گرفتند ولی با سخنان و گفتار و منش منصور، امروز تمام احواز منصور است. درست است که آنها « یک » منصور را گرفتند ولی  منصور اهوازی آنچنان میراث غنی برای ملت احواز به  ارث گذاشته که می توان با همان ذخیره و دسترنج منصور با  شدت و حدت  به  راه خود ادامه دهیم تا پیروزی را در آغوش بگیریم.

 دوستان و هموطنان عزیز، تا فتح قله، تا پیروزی راهی نیست. ما ( ملت احواز ) وظیفه داریم راه شهدای احواز  را ادامه دهیم . اگر واقعا شهدای احواز را دوست داریم اگر به واقع خود را پیرو خط  آنها  می دانیم  می بایست پرقدرت تر و پرصلابت تر از گذشته به راه ادامه دهیم  صحیح است که قافله حق طلبان  احواز  در طی مسیر خود در هشتاد سال اخیر هزاران نفر از همسفرانش را از دست داده  ولی ما هرگز اجازه نداریم تسلیم لشکر اشرار و شیاطین شویم.  ما به شهدای احواز دینی داریم که می بایست این دین را اداء کنیم . دین ما  ادامه راه ، تا فتح قله و نصب پرچم سه رنگ و ستاره نشان احواز بر قله است .

 دوستان و یاران منصور اهوازی به هوش باشید که هدف دشمن از ترور ناجوانمردانه منصور همانا تفرقه افکنی است . چرا که  به حکم تجربه و بعد از فقدان یک رهبر ، اختلافات داخلی بروز می کند، همانطور که بعد از یاسر عرفات ، فلسطین دچار تفرقه شد پس بیایم و دست در دست  ومتحد،  بیرق حزب تضامن را تا پیروزی حفظ کنیم . باید تلاش هایتان را دوبار ، سه برابر  کنید تا بتوانید جای خالی منصور را پر کنید ، تا روزی بتوانیم دوباره « منصور»  را برای اهواز به ارمغان بیاوریم . ان شاء الله

  بخشی از آخرین  سخنان  منصور اهوازی در برنامه تلویزیونی

" نه به یأس"

 متاسفانه این اوضاع سخت، موجب شده که بعضی از برادارن مایوس شوند و با ناامیدی سخن برانند. ما صراحتا حق نداریم تسلیم یأس شویم . دائما می گوئیم که نادانی و یاس بزرگترین دشمنان قضیه اهواز هستند . خدا را شکر،  بی اطلاعی به سبب آگهی رسانی خیلی کمتر شده ولیکن یاس کمتر از بی اطلاعی نیست . و به یاد می آورم در جلسه ای با مبارزه شهید ابوجهاد بودیم که به ما نصیحت هایی می کرد چرا ما از اوضاع منطقه ای بین المللی و عربی که بر ضد ما بود شکایت می کردیم  به ما گفت ما در مبارزات فلسطین از هیچ ژنرال اسرائیلی نمی ترسیم ولیکن از تنها ژنرالی که می ترسیم همانا ژنرال خستگی ، ژنرال یاس ، این ژنرال ها تنها ژنرال هایی بودند که ممکن بود مبارزات ملت فلسطین را شکست دهند . پس می گوئیم نه به یاس و امور بر وفق مراد خواهد شد.»

 وحید