جوان 28 ساله اهوازي كيف حاوي پول و مدارك را به صاحبش بازگرداند

به نقل ازروزنامه نور عربستان(خوزستان مجعول)

 صبح يكي از روزهاي تيرماه مردي به دفتر روزنامه آمد تا از طريق اين رسانه از كار خيري كه جوان اهوازي انجام داده بود تشكر كند تا ديگران نيز از اين جوان درستكار درس بگيرند. او گفت: چندين روز پيش از كشور آلمان همراه خانواده ام براي ملاقات با بستگانم به تهران آمده و از آنجا راهي اهواز شدم. در فرودگاه اهواز بستگانم به استقبال من و خانواده ام آمده بودند. در حال رفتن به خانه پدري بودم كه متوجه شدم كيف حاوي مدارك و پولهايم كه به كمرم بسته بودم گم شده است. با توجه به اينكه آن كيف حاوي كليه اسناد و مدارك ايراني و آلماني من و همسر و فرزندانم بود، به سرعت به فرودگاه برگشتم و هر جايي را كه فكر مي كردم جستجو نمودم. در آن كيف علاوه بر مدارك بسياري كه داشتم، گوشي تلفن همراه، مقداري طلا و پول و بيش از 6 هزار يورو نزديك به ده ميليون تومان كه به صورت امانت نزد من بود وجود داشت ولي متاسفانه جستجوها بي فايده بود. خيلي ناراحت و دلشكسته شدم. از خدا خواستم خودش را دوباره به من نشان بدهد؛ چون هميشه هرچه مي خواستم از خدا طلب مي كردم حتي در مدت 26 سالي كه خارج از ايران بودم هميشه حضور و توجه خدا را در كنارم احساس كردم. فرداي آن روز به دادسرا رفتم و مفقود شدن مداركم را اعلام نمودم، ولي گفتند براي پولها كاري نمي شود كرد. بعدازظهر آن روز به دوستم كه به من پول امانت داده بود تلفن زدم و موضوع را برايش تعريف كردم و به او اطمينان دادم كه پولش را هر طور شده برمي‌گردانم. او به من گفت: اصلا خودت را ناراحت نكن؛ ما برايت دعا مي كنيم كيفت را پيدا كني. شايد يك ساعت بعد از آن بود كه شخصي به پسرخاله ام تلفن زده و گفته بود كيفي را پيدا كرده است. آن شخص كه جواني 28 ساله بود پس از پيدا كردن كيف از ميان شماره تلفنهاي موجود در دفتر تلفنم كه در كيف قرار داشت، شماره اي را انتخاب كرده بود كه اتفاقا متعلق به پسرخاله ام بود. وقتي پسرخاله ام موضوع را به من خبر داد خيلي خوشحال شدم و خدا را شكر كردم. همان شب قرار گذاشتيم كه به خانه آن جوان برويم و كيف را تحويل بگيريم. وقتي براي تحويل گرفتن كيف رفتم متوجه شدم پدر آن جواني كه كيف را پيدا كرده از همسايه هاي قديمي مان است و اين بر خوشحالي ام اضافه كرد. پس از تحويل گرفتن كيفم كه حتي ريالي از محتويات آن كم نشده بود، هرچه اصرار كردم هديه اي به آن جوان نيكوكار بدهم نپذيرفت. شايد اين اتفاق هم درسي بود براي من كه بيشتر مراقب وسايلم باشم هم امتحان و آزمايشي براي آن جوان تا درستكاري و پاكي‌اش باري ديگر محك بخورد. او با وجود اينكه بيكار بود و شغل و درآمدي نداشت بدون هيچ چشمداشتي پس از پيدا كردن كيف، آن را به من برگرداند. با وضعيت موجود و بيكاري جوانان شايد كمتر كسي پيدا شود كه چشمش را به روي مال بادآورده اي ببندد و در چنين شرايطي به دنبال پيدا كردن صاحب كيف باشد. با پيدا شدن كيفم كه حاوي پول و مدارك زياد و بسيار مهمي بود توجه و عنايت خداوند را نسبت به خود و خانواده ام بيش از گذشته احساس كردم و مانند گذشته خدا را شكر نمودم

12/07/2009